معرفی شائولین

چهار شنبه 29 بهمن 1382

شائولین

شائولین چی چوان (معرفی سبکهای اصلی معبد شائولین) قسمت دوم.

 

 په هو چوان--> بوکس درنای جنگی. در جسم رو ی اعصاب تاثیر می گذارد و به آن قدرت می بخشد و باعث آرامش می شود و در ذهن ایجاد شادی و نشاط می کند. و در روح سمبل پاکی است. به یاد داشته باشید که درنا در مرداب زندگی می کند و مرداب جای امن و تمیزی نیست در حالی که درنا خود سمبل پاکی وآرامش است. درنا از نظر عناصر پنج گانه در گونگ فو با عنصر آب مرتبط است.

 

 لینگ پو چوان--> بوکس یوز پلنگ مقدس. در جسم باعث تقویت و رشد عضلات شده و از نظر فکری پریدن از روی موانع و از نظر روحانی استاد شهامت است و شهامت را تقویت می کند.

 

 

شه چوان-->  بوکس مار . در جسم روی خون تاثیر میگذارد,در کار کرد هر چه بهتر دستگاه گردش خون در بدن موثر است و از نظر فکری استاد زیرکی و حیله است و در روح دور اندیشی را در شما تقویت می کند. چنانچه استادان سبک مار و افعی می گویند ( هر امر مهمی شایسته دو بار اندیشیدن است ) .

 

به طوریکه در افسانه ها آمده است شمشیر زنی بعد از انجام تمرینات وقتی از استاد خود, خداحافظی می کرد, استاد دوباره درس آن روز را تکرار کرد و به شمشیر زن گفت بدان و آگاه باش هر امر مهمی شایسته دوبار فکر کردن است و شاگرد در حالی که از استاد خداحافظی می کرد به اندیشه ای عمیق فرو رفت و سعی می کرد حکمت درس استاد را دریابد.در همان حال به خانه خود رسید و قبل از رسیدن به در ورودی از پنجره به داخل خانه نگاه کرد و دید مردی کنار همسرش خوابیده,  شمشیر زن خشمگین شد و دست بر قبضه شمشیر محکم کرد و بی صدا

بالای سر آنان رسید.شمشیر خود را بالای سر برد و تصمیم بر قتل آن دو گرفت و ناگهان شمشیرش را به سمت آنان حرکت داد گویی همه چیز تمام شد اما در میان راه به یاد درس آن روز استاد افتاد که : هر امر مهمی شایسته دو بار اندیشیدن است. برگشت و چراغ را روشن کرد و دید همسرش و مادر همسرش خوابیده اند و مردی در این میان نیست.مادر همسرش گفت که راهزنان از آنجا می گذشتند و من تصمیم گرفتم لباس تو را بپوشم تا آنان گمان برند که در این خانه مردی وجود دارد و شمشیر زن از اینکه آن دو را نکشت و به حکمت سخن استاد رسید خوشحال بود.                   بله هر امر مهمی شایسته دو بار اندیشیدن است.

 

 لان چوان--> بوکس اژدها. اژدها به استاد گفته می شود و سبک اخر است اما اژدها در جسم باعث تقویت مفاصل می شود و در فکر هماهنگی را به ارمغان می اورد و استاد هماهنگی است و اژدها در روح,استاد روح است.

 

      

 

 

 

     

         


 

عشق من

بروس لی، اژدهای سینما
 
.
.

یکشنبه گذشته(20 ژوئیه) سی امین سالمرگ "بروس لی" ستاره افسانه ای هنرهای رزمی و بازیگر فیلم های رزمی بود. مرگ مشکوک او که با شایعه ها و داستان های بسیاری همراه بود، در روز 20 ژوئیه 1973 اتفاق افتاد.

بسیاری از رسانه ها بخشی از برنامه های خود را به این شخصیت مشهور دنیای ورزش و سینما اختصاص دادند.

با وجود زندگی کوتاه و بازی در چهار و یا پنج فیلم، بروس لی نقش تاثیر گذاری در گونه(ژانر) سینمای رزمی دهه 1970 داشت. این تاثیر سال ها بعد نیز ادامه داشت به طوری که هنوز سایه او روی بسیاری از فیلم های حادثه ای هالیوود مانند ماتریس، ببر خیزان، اژدهای پنهان وباشگاه مبارزه دیده می شود.

بروس لی همچنین یکی از عوامل اصلی پیدایش و گسترش سینمای ورزشی هنگ کنگی و یا به طور کلی گونه سینمای هنرهای رزمی است.

تاثیر مستقیم او روی سینمای رزمی ونقش او در محبوبیت ستاره های این گونه از فیلم ها مانند" جکی چان" و یا " ژان کلود ون دم"، که از او کاملا پیروی می کنند، غیر قابل انکار است.

سال ها پس از مرگ بروس لی، تهیه کنندگان و کارگردانان هنگ کنگی فیلم هائی کاملا شبیه با فیلم های او می ساختند و از بازیگرانی با ظاهر و فیزیک شبیه او و حتا با نام و تلفظ "بروس لی" فقط با تفاوت در املای اسامی، در این فیلم ها استفاده می کردند.

ولی هیچ کدام از این بازیگران ذره ای از شهرت و محبوبیت بروس لی را نمی توانستند بدست بیاوردند، و فیلم ها نیز با موفقیت چندانی مواجه نمی شدند.

بروس لی علاوه بر بازیگری، طراحی صحنه های رزمی فیلم هایش را نیز به عهده داشت. او در کنار فعالیت در سینما به آموزش به علاقه مندان هنرهای رزمی مشغول بود.

بروس لی در کونگ فو سبکی کاملا منحصر به فرد داشت. بطوریکه مخالفان او و عده ای از اساتید این رشته معتقد بودند روش او کاملا ساختگی و متفاوت با کونگ فو بود. خود او هم اصراری نداشت که او را استاد رشته کونگ فو بدانند.

بروس لی که نام اصلی اش " لی یون کم" بود در 27 نوامبر 1940 در سانفرانسیسکو از پدر و مادری چینی تبار به دنیا آمد. در سه سالگی همراه با خانواده اش به هنگ کنگ رفت.

بروس لی پس از آموختن کونگ فو در تعدادی از فیلم های هنگ کنگی با نام " لی سیو لونگ"( به معنای اژدهای کوچک) بازی کرد.

بروس لی در نوزده سالگی به آمریکا بازگشت و در رشته فلسفه در دانشگاه واشنگتن مشغول به تحصیل شد. او در سال 1966 در مجموعه تلویزیونی زنبور سبز در نقش کوچکی بازی کرد.

اولین فیلم بروس لی در آمریکا مارلو نام داشت که در سال 1969 در آن بازی کرد. بازی او در مجموعه های نه چندان مطرح تلویزیونی و بازی در نقش های فرعی او را بر آن داشت تا در تعدادی فیلم کم هزینه هنگ کنگی به تهیه کنندگی "ریموند چو" از جمله اژدها وارد می شود بازی کند.

نمایش این فیلم شهرت و ثروت کلانی برای او به ارمغان آورد. او همان سال(1973) در فیلم بازگشت اژدها با کارگردانی خودش بازی کرد. این آخرین فیلم کامل بروس لی بود.

بازی مرگ آخرین فیلمی است که بروس لی در آن بازی کرده است، ولی این فیلم به علت مرگ بروس لی نیمه کاره ماند. این فیلم در سال 1978 با چند صحنه اضافی به نمایش در آمد.

حقیقت مرگ بروس لی هنوز در پرده ابهام است. قتل او توسط باجگیران هنگ کنگی به علت باج ندادن، ضربه کشنده یک ورزشکار رزمی، زندگی در یک خانه نفرین شده در هنگ کنگ و مرگش به خاطر طلسم خانه و بالاخره استفاده بیش از حد مواد مخدر از شایعه هائی بود که درباره مرگ او رایج بود.

پزشک و پلیس علت مرگ او را نارسائی مغزی گزارش دادند که منجر به مرگ او شده بود. جسد بروس لی را بدون هیچ گونه نشانی از جراحت و یا ضربدیدگی در حال خواب، در آپارتمانش در هنگ کنگ یافتند.

پسر بروس لی، براندون لی نیز بازیگر فیلم های حادثه ای بود. براندون لی سر صحنه فیلم کلاغ در سال 1994 به اشتباه توسط یک گلوله شلیک شده از یک اسلحه مجروح شد، و به علت خونریزی زیاد پس از مدتی درگذشت. مر گ او نیز مانند مرگ پدرش شایعاتی را در پی داشت.

 

باز هم از ووشو

تغزل تصویری حماسه ها


از زمان نمایش هنرهای رزمی خصوصا «کونگ فو» توسط بازیگران چینی - هنگ کنگی مثل منگ فی ، بروس لی ، جکی چان ، و جت لی بر پرده ء سینما و در فیلمهای حادثه ای - اکشن ، جذابیت بصری اینگونه فیلمها برای اکثریت سینماروهای جهان غیرقابل انکار بوده است . عمده ترین اِشکال در این بین ، برخورد تجاری تهیه کنندگان و استفاده ء ابزاری سیرک گونه از این حرکات و فنون (ذاتا هنری) است . با درک این نکته که «کونگ فو» و «ووشو» ، و سایر طریقت های رزمی خاوردور (خصوصا چین) متاثر و منشعب از فلسفه ای باستانی برای حیات بشرند ، ضرورت نگاه از روزنی دیگر به فیلمهای متفاوت این ژانر رخ می نماید . در چین «شائولین» یعنی فلسفه ء «چرخه ء حیات» یعنی «جهان بینی خاصی برای زندگی» و «کونگ فو» شاخه ء نظامی-رزمی حفاظت نفس است در برابر طبیعت و محیط بر اساس حرکات حیوانات و موجودات زنده ء غیرانسان (حتی افسانه ای مثل اژدها) و «ووشو» همان شان است با کمک سلاح ، نبرد برای زنده ماندن و حفاظت از نفس ، تنازع بقای لازمه ء زندگی و حیات است و بهمین واسطه مشخصا بسیار محترم . حال حفظ شرافت و ارزشهای والای معنوی را هم بدان اضافه کنید و به اهمیت افسانه ها و اسطوره ها دقت نمایید . کاربرد اسطوره ای این هنرها چه رئالیستی و چه افسانه ای در خلق روایات متفاوت و باارزش هنری می تواند بسیار مناسب ، به جا ، و هنرمندانه باشد . چن کایگه در «امپراتور و آدمکش» به روایتی حماسی - افسانه ای پرداخت و انگ لی در «ببر خیزگرفته ، اژدهای پنهان» افسانه ای رزمی ساخت . ژانگ ییمو در جدیدترین اثرش «قهرمان» ، آن حماسه-افسانه ء باستانی را با آن کاربرد رویایی-افسانه ای هنرهای رزمی در هم آمیخته و با استفاده از داستانهایی کوتاه که هر دم واقعیت را تغییر می دهند ، هدف قهرمان خود را لحظه به لحظه روشن تر می کند و در آخر که همه چیز توجیه شده به نظر می رسد ، به ناگهان با فلسفه ای متفاوت ولی از پیش معرفی شده ، تغییر مسیر داده و مفهومی معنوی و زیبا را پشتوانه ء پایان تاریخی داستان خود قرار می دهد .

   


جای جای داستانهای «شمشیرزن بی نام» ، یا تصور تحلیلی «امپراتور Qin» سرشار از دیالوگهای ناب و صحنه پردازی های مسحور کننده است . پروازهای رویایی (اوج آرمانی ذن بودیستی در هنرهای رزمی) شمشیرزنان و جنگجویان ، اسلوموشن های ترکیبی با جلوه های ویژه و فیلمبرداری مسحور کننده ، قدرتی فرابشری برای پرسوناژها فراهم آورده و از این طریق ارزش هدف نهایی جنگجویان و دگرگونی پایانی به اندازه ها و ابعادی عظیم و مناسب ، ارتقاء می یابند .

تاریخ تشکیل امپراتوری چین و چگونگی اتحاد هفت اقلیم آن کشور و برتخت نشستن اولین امپراتور Qin به اسطوره بدل شده و شخصیت «امپراتور» و «شمشیرزن بی نام» (Nameless) و «شمشیر شکسته» و «برف پرنده» و «آسمان» به اساطیری حماسی در تاریخ چین تبدیل می گردند . ییمو در «قهرمان» ، خلق اسطوره ها را به تصویر می آورد . تصاویری تغزلی ، حماسه هایی که به نرمی پر و لطافت رویا بر جان می نشینند و پرواز شمشیرزنان را نه مضحک که آرمانی می نمایند . قهرمانانی والا که مسلما باید قدرتشان فرازمینی و محل نبردشان آسمانها باشد . اینان بدین گونه تاریخ افسانه ای چین را رقم می زنند :

۲۰۰۰ سال پیش ، هنگام جنگ ایالات ، چین به هفت قلمروی پادشاهی تقسیم شده بود . حکمرانان این هفت اقلیم ، سالهای سال برای استیلای بر یکدیگر جنگیده بودند ... و مردم متحمل مصائب این جنگها بودند . پادشاه Qin موفقترین ایشان بود ، او قصد داشت تا تمام سرزمینها را فتح کرده و مردم زیر آسمان را متحد ، و دنیایی چون بهشت برای ایشان بسازد . پادشاهان ۶ قلمرو دیگر او را تهدید عمده بحساب می آوردند . تاریخ شفاهی چین سرشار است از داستان قاتلینی که برای کشتن پادشاه کبیر Qin اعزام می شدند . این فیلم یکی از آن حماسه هاست ...

در سال ۲۲۱ قبل از میلاد مسیح پادشاه Qin تمام ۶ سرزمین دیگر را تصرف کرده و چین را متحد ساخت . او ساختن دیوار بزرگ چین را برای جلوگیری از حمله ء قبایل شمالی آغاز کرد . امپراتوری Qin نخستین سلسله ء امپراتوری چین شد ... و کین شی هوانگ (Qin Shihuang) اولین امپراتور چین .

«قهرمان» (The HERO) جزو فیلمهای کاندید دریافت «گلدن گلوب» بهترین فیلم خارجی زبان سال ۲۰۰۳ ، و چه بسا کاندید و برنده ء همین بخش اسکار امسال ، سرشار از نوعی لطافت و زیبایی ، و دیدنی تر از بسیاری از دیگر فیلمهای امسال است .